ایسوند بلاگ
|
|
دمی پای سخنان گذشتگان بنشینیم... موضوع: خاطرات گذشتگان بختیاری سه شنبه 21 فروردین1386 17:49 سال سختی بود. آسمان بی ابر و زمین بی باران شده بود. هر بامداد خورشید بی رحم میتابید. هر شامگاه ماه بی شرم میدرخشید. مردم ایل از خندهی ستارگان به جان آمده
بودند. گریهی ابر میخواستند . از روشنایی ماه و آفتاب بیزار بودند. ابر میخواستند، ابر تیره و تار، ابر ظلمانی و سنگین و پیچان، ابر جواهر ریز و گوهر زا....ایل تشنه بود. آب کمیاب بود. زمستانی سرد و خشک و دراز عرصه را بر همه تنگ کرده بود. باد شوم جنوب که با ابرهای بارانزای خاور و باختر کینه داشت شب و روز میوزید. شاخههای نیمه برهنهی درختان با پوست ترک خورده در تمنای باران آن قدر خم میشدند که میشکستند. بین بلندیهای کوهسار که اندک گیاهی داشتند و چاهها و آبشخورها که در ته درهها بودند فرسنگها فاصله بود. گوسفندان و شبانان برای آن که هر دو به نعمت دست یابند از پا افتاده بودند. پا افزار شبانان پاره شده بود. .... بی آبی بیداد میکرد.... یکی از غروبهای غمگین اسفند بود. ..نامهای محبتآمیز از منصورخان که در آن ایام ایلخانی ایل بود به دستام رسید. ..نوید باران بود. پیشگوی کهنهکار و هواشناس طایفه ،از راهی دور آمده بشارت و هشدار داده بود که چادرها را اگر در گودی باشند جا به جا کنیم، طنابها را سفت ببندیم، میخها را محکم بکوبیم و از مسیر سیلها بپرهیزیم. ... هنوز ستارهها بیپروا به سرنوشت ما میدرخشیدند که من و مهمانانام به خواب رفتیم. ساعتی بیش نگذشت که با هلهلهی مادر از خواب بیدار شدم و مهمانان را بیدار کردم تا همه با هم نوای فرحبخش باران را بشنویم و به آهنگ دلانگیز برخورد مرواریدهای زلال و سفید با چادرهای گرد گرفته و سیاه گوش بدهیم.
من از روزگار دوردست لالایی و گهواره تا اکنون که دو اسبه به سوی خاموشی میروم آهنگی بدین دلنشینی نشنیدهام. آهنگ ریزش باران بر خاک، بر درخت، بر ظرفهای پراکندهی مسی، بر پیتهای حلبی، بر پیر و جوان و بر انسان و حیوان. نه که آهنگ بلکه بانگ با شکوه فتح و ظفر بود. شیپور پیروزی زندگی بود بر مرگ، پیروزی سرسبزی و خرمی بر تیرگی و نومیدی.
نوشته شده توسط محمد ایسوند نبوتی | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() با سلام
سلامی به گرمی افتاب به تمامی عزیزان بختیاری. امیدواریم با همکاری شما بتوانیم خدمتی ارزنده به ایل بزرگمان کنیم.لطفا ما را از نظرات گرانقدرتان بی نصیب نکنید. متشکرم. .............................. از دیر باز تاریخ شاهد شکافهای ناموزون و ناهنجاریهای قومی بوده که در این راستا زمینه های نامساعد ریشه می دواندند ،اقوام به جبهه گیری و قوم گرائی وفا می کردند اینجا بود که تاریخ شاهد جایگزین شدن مخمصه های عقیدتی ایلیاتی به جای هنجارهای واقع بینانه می شد .بر همگان بارز است با وجود شواهد و اسناد مکتوبه قوم بختیاری از جمله اقوامی ست که از دیر باز با متجاوزین این مرزو بوم دست و پنجه نرم کرده .اگر چه این قوم اصیل به بسط فرهنگ و ادب و رسوم و دلاوری های خود قلم بر صفحه کاغذ نرقصانده اما حماسه های دلاورانه آنها همچنان سینه به سینه باقی ست . می خواهم از چندهزار سال پیش بگویم ، بگویم از سکندر از مغول از تیمور از عثمانی ها . می خواهم از اسب وتفنگ بختیاری ها بگویم که از دیرباز با تعصب به خاک و آب خود یکه ران میدان های حریفان خود بود ولی افسوس از جفای یاران . Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati